تبليغاتX
عزیز

درها به طنين هاي تو وا كردم.
هر تكه نگاهم را جايي افكندم، پر كردم هستي ز نگاه .
بر لب مردابي ، پاره لبخند تو بر روي لجن ديدم، رفتم به نماز.
در بن خاري ، ياد تو پنهان بود، برچيدم، پاشيدم به جهان.
بر سيم درختان زدم آهنگ ز خود روييدن، و به خود گستردن.
و شياريدم شب يكدست نيايش، افشاندم دانه راز.
و شكستم آويز فريب.
و دويدم تا هيچ . و دويدم تا چهره مرگ ، تا هسته هوش.
و فتادم بر صخره درد. از شبنم ديدار تو تر شد انگشتم، لرزيدم.
وزشي مي رفت از دامنه اي ، گامي همره او رفتم.
ته تاريكي ، تكه خورشيدي ديدم، خوردم، و ز خود رفتم، و رها بودم.

+ نوشته شده در  85/05/30ساعت 22:22  توسط   | 


اي که دنيای منی تو
عشق وروياي منی تو
بي تو سخته زنده بودن
مال من
ياد تو گر شد برايم
زنده اما دير ديگر
ای همه جانم فدايت
گل من
گل من زيباترينم
تويی عشق آخرينم
بی تو من تنهاترينم
دير اما دل نبند

+ نوشته شده در  85/05/27ساعت 7:15  توسط   | 


وقتی که تو نبودی هیچی خوشحالم نکرد                        
وقتی که تو نبودی هیچکسی شادم نکرد
توی زندگیم فقط تو یاد من کردی عزیز                         
وقتی که تو نبودی، هیچکسی یادم نکرد
چشم تو صدای من بود،وقتیکه تو نبودی ،هیچ نگاهی نفسم رو وا نکرد
وقتیکه تو نبودی نگاهِ من همش به در،دستی قفل قفسم رو وا نکرد
وقتی که تو نبودی خسته ی زندگی بودم                        
دل من صبوری میکرد ولی ادعا نکرد
تو تمنا و دعای هر شبِ این دل من بودی که رفتی          
وقتیکه تو نبودی دلم برای هیچکسی دعا نکرد
وقتیکه تو نبودی هیچی برام قشنگ نبود                       
وقتیکه تو نبودی چشای من نگاه نکرد
وقتیکه تو نبودی دلم همش گرفته بود                          
اما محض خاطر تو هرگز اشتباه نکرد
وقتیکه تو نبودی سرم رو شونه هات نبود                   
 سرِ من به یاد تو به غصه ها تکیه میکرد
وقتیکه تو نبودی، هیشکی هیچ کاری نکرد                  
فقط این چشای من بود که برات گریه میکرد

+ نوشته شده در  85/05/17ساعت 18:34  توسط   |