تبليغاتX
عزیز

در دیده به جای خواب آب است مرا        زیرا که به دیدنت شتاب است مرا

گویند بخواب تا بخوابش بینی      ای بیخبران چه جای خواب است مرا

+ نوشته شده در  84/10/30ساعت 15:38  توسط   | 


بگذار تا همیشه، 

حقیرترین غمها،          

یا ناچیزترین شادیهای خود را به هم بگوییم....       

این اعتمادها،      

این همدلی با شکوه،         

هر دو حق و وظیفه عشق اند.  

+ نوشته شده در  84/10/29ساعت 9:12  توسط   | 


ایستاده ام بر لبهء پرتگاه

                      یا باید بپرم یا باید برگردم

  انتخاب باید کرد

                 یا زندگی یا عشق ،

+ نوشته شده در  84/10/28ساعت 5:1  توسط   | 


گفته بودم که اگر بوسه دهم توبه کنم

که دگر بار از اين گونه خطاها نکنم

بوسه را داد چو برداشت لبش از لب من

توبه کردم که دگر توبه بيجا نکنم 

+ نوشته شده در  84/10/28ساعت 4:30  توسط   | 


يك چشم من اندر غم دلدار گريست

چشم دگرم حسود بود و نگريست

چون روز وصال آمد او را بستم

گفتم نگريستي نبايد نگري

+ نوشته شده در  84/10/26ساعت 5:3  توسط   | 



از رنجی خسته ام که از آن من نیست

بر خاکی نشسته ام که از آن من نیست

با نامی زیسته ام که از آن من نیست

از دردی گریسته ام که از آن من نیست

از لذتی جان گرفته ام که از آن من نسیت

به مرگی جان می سپارم که از آن من نیست

 
+ نوشته شده در  84/10/26ساعت 4:34  توسط   | 


من ترک عشق شاهد و ساغر نمی‌کنم
صد بار توبه کردم و ديگر نمی‌کنم
باغ بهشت و سايه طوبی و قصر و حور
با خاک کوی دوست برابر نمی‌کنم

+ نوشته شده در  84/10/23ساعت 9:19  توسط   | 


آرزوییست مرا در دل که روان سوزد و جان کاهد

هر دم آن مرد هوسران را با غم و اشک و فغان خواهد

+ نوشته شده در  84/10/23ساعت 7:7  توسط   | 


می خواهم عروسک وار زندگی کنم تا اگر سرم به سنگ خورد نشکشند تا اگر دلم را کسی شکست چیزی احساس نکنم تا اگر به مشکلات زندگی برخوردم بی پروا به آغوش صاحبم که دخترک کوچکی بیش نیست پناه آورم ... صد حیف که آدمم  !

+ نوشته شده در  84/10/22ساعت 5:7  توسط   | 




می گویی من و تو ما میشویم!
اما نه من و تو فقط تو می شویم
من هیچ...هیچم...

+ نوشته شده در  84/10/21ساعت 9:2  توسط   |