تبليغاتX
عزیز
 

انا لله و انا الیه راجعون

بزرگ پاسبان تشیع علوی، رادمرد قهرمان و شجاع اسلام و ایران

اسطوره مقاومت ، مجاهدت، فقاهت و دینداری،

سرمایه کم یاب مسلمانی و آزادگی فقیه عالیقدر و مجاهد نستوه آیت الله العظمی

 حاج شیخ حسینعلی منتظری(قدس الله نفسه الزکیه )،

شربت وصال نوشید و روی در حریم یار نهاد

 آن پیکر رنجور و دردکشیده اینک آرام یافته و آن روح خدایی اینک

در جوار رحمت رب قرار گرفته است.

آن دل دردمند که عمری در غم اسلام و مردم و حقوق آنان تپید

و پروای حق داشت، دیگر از تپش افتاده است.

فقیه بزرگ شیعه و اسلام شناس بی بدیل و روح ربانی امت اسلام امروز

 در جوار پیامبر رحمت (ص) و اهل بیت مطهر(علیه السلام ) اوست.

+ نوشته شده در  88/09/30ساعت 0:17  توسط   | 

با توام اي لنگر تسكين
اي تكان هاي دل اي آرامش ساحل
با توام اي نور اي منشور
اي تمام طيف هاي آفتابي
اي كبود ارغواني
اي بنفش آبي
با توام اي شور، اي دلشوره شيرين
با توام اي شادي غمگين
با توام اي غم، غم مبهم
اي نمي دانم
هر چه هستي باش اما كاش...
نه جز اينم آرزويي نيست
هر چه هستي باش اما باش

+ نوشته شده در  88/09/21ساعت 23:51  توسط   | 

مثل كبريت كشيدن در باد
ديدنت دشوار است
من كه به معجزه عشق ايمان دارم
مي كشم آخرين دانه كبريتم در باد
هر چه باداباد...

+ نوشته شده در  88/09/10ساعت 22:58  توسط   | 

 

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

که به ماسوا فکندي همه سايه‌ي هما را

دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين

به علي شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علي گرفته باشد سر چشمه‌ي بقا را

مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو اي گداي مسکين در خانه‌ي علي زن

که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را

+ نوشته شده در  88/09/06ساعت 23:40  توسط   | 

این قرارداد تا ابد میان ما برقرار باد:

چشمهای من به جای دستهای تو!

من به دست تو آب میدهم

تو به چشم من آبرو بده!   

من به چشمهای بی قرار تو قول میدهم:

ریشه های ما به آب

شاخه های ما به آفتاب میرسد   

ما دوباره سبز می شویم!  

+ نوشته شده در  88/08/22ساعت 22:39  توسط   | 



حال من دست خودم نیست ، دیگه آروم نمی گیرم
دلم از کسی‌ گرفته که می‌خوام براش بمیرم

باز سرنوشت و انتهای آشنایی
باز لحظه‌ های غم‌ انگیز جدایی

باز لحظه‌ های ناگزیر دل‌ بریدن
بازم اول راه و حس تلخ نرسیدن

پای دنیای تو موندم ، مثل عاشق های عالم
تا منو ببخشی آخر ، تا دلت بسوزه کم کم

مثل آینه رو به رومه ، حس با تو بودن من
دارم از دست تو میرم ، عاشقی کن ، منو نشکن
+ نوشته شده در  88/07/21ساعت 18:27  توسط   | 



بار الهی دوست بدار

 کسانی که دوستشان داریم

 ونمی دانند

 وحفظ بدار

 کسانی که دوستمان دارند

 ونمیدانیم

+ نوشته شده در  88/06/02ساعت 4:54  توسط   | 



خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…
+ نوشته شده در  88/05/06ساعت 6:30  توسط